حلقه نفوذ و کنترل

حلقه-نفوذ-و-کنترل

حلقه نفوذ و کنترل، ابزاری است که توسط دانشمند نامی – استفان کاوی – معرفی شده است. ما از این ابزار استفاده می کنیم تا به شما و تیمتان کمک کنیم تا مواردی که شما را نگران کرده اند کشف کنیم، تا به شما کمک کنیم که بدانید قدرتی بیش از آنچه فکر می کنید در اختیار دارید. هدف از حلقه نفوذ و کنترل و گفتگوهای حاصله این است که به مردم کمک کنیم مسئولیت دغدغه های کاری خود را به عهده بگیرند و بدین ترتیب پربارتر و شادتر زندگی کنند. خوب، در اینجا نحوه اجرای این ابزار آموزش داده شده است – بهتر است به صورت گروهی این تمرین ها را انجام دهید:

  • بر روی یک کاغذ بزرگ، یک دایره بزرگ بکشید. این دایره، “حلقه نگرانی” است.
  • به اعضای تیمتان کمک کنید تا نگرانی هایشان را بر روی یک کاغد بنویسند و در حلقه نگرانی قرار دهند. موارد زیادی وجود خواهد داشت که باعث نگرانی آنها می شود؛ یا شاید عواملی وجود داشته باشد که بر احساس آن ها نفوذ بگذارند.
  • وقتی کارشان تمام شد، وسط حلقه اول یک حلقه کوچکتر دیگر بکشید، این “حلقه کنترل” است. در حلقه کنترل، مواردی را بنویسند که بر روی آن ها کنترل دارند.
  • نگرانی هایی که قابل کنترل و مدیریت هستند را از ” حلقه نگرانی” بردارند و در “حلقه کنترل” قرار دهند.
  • مردم معمولاً احساس می کنند موارد زیادی وجود ندارد که بتوانند کاملا کنترل کنند. آنها ممکن است استرس و اضطراب زیادی راجع به آنچه گفته شده است تجربه کنند و احساس کنند هیچ کنترلی بر روی آن ها وجود ندارد. نداشتن کنترل یک موضوع نگران کننده است.
  • خوب، بین دو حلقه اول – بین حلقه های نگرانی و کنترل، حلقه دیگری بکشید. این دایره، “حلقه نفوذ ” است.
  • از اعضای تیم بخواهید به راه هایی فکر کنند که بواسطه آن ها می توانند موارد غیرقابل کنترل را به نوعی تحت نفوذ قرار دهند.
  • ممکن است نتوانند آن ها را کنترل کنند، اما آیا می توانند بر آن ها نفوذ ی بگذارند؟ به عنوان مثال، آیا می توانند با کمک شخصی در خارج از تیم، علل را ریشه یابی کنند؟
  • تمام یادداشت هایی که در حلقه نگرانی وجود دارد را بررسی کرده و با انتخاب راه حل های احتمالی، آن ها را در حلقه نفوذ قرار دهید.
  • وقتی این موارد را بیشتر مورد بررسی قرار می دهید، و اگر به طور متفاوتی در مورد آن ها فکر کنید، درمی یابید که برخی از نگرانی ها را می توان مستقیماً در حلقه کنترل قرار داد.
حلقه-نفوذ-و-کنترل-و-نگرانی
حلقه-نفوذ-و-کنترل-و-نگرانی

مزایای حلقه نفوذ و کنترل
حلقه نفوذ و کنترل یک ابزار عالی برای تاب آوری است. چنانچه فردی احساس کند که بر روی امور کنترلی ندارد، می توانید با پرسش و جواب های متوالی، علل را ریشه یابی کنید.
اگر نمی توانند قدرت کنترل را بدست آورند، آن ها را به آرامش دعوت کنید. البته، شما نمی توانید بر روی سیاست دولت یا آب و هوا تاثیر بگذارید … بنابراین کافی است یکسری از آن ها را به حال خود رها کنید. حداقل این امر باعث می شود که از عواملی که خارج از دایره کنترل آنهاست آگاه شوند. خوشبختانه، اغلب این افراد متوجه می شوند که می توانند بر روی خیلی از عوامل اثرگذار باشند و کنترل آن ها را بدست گیرند. حتی تصدیق به این کار، موجب تسکین می شود.
در یک تیم، باید سعی کنید به جایی برسید که اعضای تیم به اندازه کافی اعتماد به نفس داشته باشند تا بتوانند در مورد چیزهایی که از آنها هراس دارند صحبت کرده و این ترس ها را از بین ببرند. چنانچه این کار را در قالب گروهی انجام دهید، بدان معنی خواهد بود که با یکدیگر آشنا می شوید، و در مورد نگرانی ها و علل آن ها، احساس همدلی می کنید. این برهنگی عاطفی موجب همبستگی بیشتر افراد تیم می شود و در طول زمان سبب کاهش برخورد ماشینی در محیط کار و افزایش توجه به موارد مهم تری همچون واکنش های هیجانی افراد، تنوع فرهنگی و حتی مواردی که به طور ناخودآگاه مشکلاتی را برای خودمان و همکارانمان ایجاد می کنیم، می شود. همکاران ما شاید به خودی خود به این گفتگوها علاقه ای نداشته باشند، بنابراین باید این ابزار را به مثابه یک “حلقه نفوذ ” ترسیم کنیم تا صحبت پیرامون این مطالب آسان تر شود.
این داستان را بخوانید:
نکته جالب در استفاده از ابزار حلقه نفوذ و کنترل، کمان عاطفی است که اغلب با آن همراه است. در آغاز ، مردم معمولا تمایلی به مشارکت ندارند. بنابراین ما معمولاً با افرادی شروع می کنیم که خود داوطلب می شوند.
یک نکته ناخوشایند در اینجا ممکن است اتفاق افتد و این است که سعی می کنیم هر چیزی را درون حلقه قرار دهیم، بنابراین شاید اطراف خود را بی جهت شلوغ کنیم. مردم غالباً با ابراز خشم و ناامیدی، خود را تخلیه می کنند؛ امری که می تواند بسیار ناراحت کننده باشد.
هنگامی که در مورد راه های انتقال مسائل به درون حلقه کنترل صحبت می کنیم، حتی همین مکالمه می تواند برای برخی از گروه ها انگیزه بخش باشد. کمان عاطفی هنگامی رخ می دهد که فرد متوجه شود می تواند بر چیزی که کانون نگرانی وی بوده است نفوذ بگذارد.
در یک مورد، فردی با یک سرپرست ارشد همکاری داشت و این همکاری سبب خلق یک محیط فوق العاده استرس زا برای وی شده بود، شیوه شخصی سرپرست ارشد کاملاً ناگهانی و تهاجمی بود و او حتی تصور نمی کرد که این رفتار می تواند بر دیگران نفوذ منفی بگذارد. شرایط به گونه ای بود که تحمل آن برای همکار ما مقدور نبود و با افت عملکرد کاری روبرو شد. سرانجام، وی با سرپرست ارشد پیرامون شرایط صحبت کرد و توانست کنترل وضعیت را مجددا در دست بگیرید. پیش از این، هیچ مکانیسمی برای در دست گرفتن کنترل نبود. او توانست بر وضعیت غلبه کند و بیش از پیش از محیط کار خود رضایت داشته باشد.

یادداشت های مرتبط

Leave a Comment