کنترل والدین برای نوجوانان: اعتماد در مقابل امنیت، مسئله این است.

کنترل-والدین-برای-نوجوانان-اعتماد-یا-امنیت

شکی نیست که اینترنت نقش مهمی در زندگی نوجوانان ایفا می کند ، به خصوص اکنون در طول دوران قرنطینه که بسیاری از فعالیت های روزمره نوجوانان، مانند کلاس های آموزشی و گپ و گفتگو با دوستان، به صورت آنلاین انجام می شود.
از آنجا که نوجوانان و حتی والدینشان در انجام امور روزانه به اینترنت متوسل شده اند، سوالی که مطرح می شود این است که: “آیا والدین باید نوجوانان را تحت کنترل و نظارت خود قرار دهند؟”، یا این که “نوجوانان این موضوع را تعدی به حریم شخصی می دانند؟”
در ادامه، شرکت حفاظت سایبری کسپرسکی به همراه دکتر ترتیا هارکر ، مددکار اجتماعی دارای دکترای روانشناسی در ژوهانسبورگ – یکسری دیدگاه های جدید را با ما به اشتراک می گذارند.
ماهر یاموت، محقق ارشد امنیتی در کسپرسکی می گوید: ” نوجوانان بواسطه اینترنت، امکان دسترسی سریع و آسان را به طیف گسترده ای از فرصت ها بدست آورده اند. این امر می تواند یک بستر عالی برای یادگیری و اشتراک دانش، مشارکت در فعالیت های اجتماعی و ارتباط با دوستان باشد. برای مثال، به اشتراک گذاری عکس و یا ویدیو در برنامه هایی مانند اینستاگرام و اسنپ چت به خصوص در میان نسل جوان محبوبیت زیادی کسب کرده است. این خدمات می توانند به خلاقیت نوجوانان دامن زده و آن ها را ترغیب کنند تا فیلم های خود و محتوای رایج را به اشتراک بگذارند؛ که همه این امور نقش بزرگی در فعال ساختن زندگی نوجوانان و یافتن زمینه مشترک با همتایان خود ایفا می کنند. به هر روی، افزایش استفاده از برنامه ها و خدمات آنلاین همچنین می تواند برخی از نوجوانان و والدین آنها را به چالش بکشد”.
“افراط در استفاده از اینترنت می تواند نوجوانان را در معرض محتوای مضر و همچنین حمله سایبری قرار دهد. علاوه بر این، کاربرانی که هوشیاری کافی نداشته و عادت زیادی به گذراندن وقت در گشت و گذار اینترنتی ندارند، می توانند قربانی کلاهبرداری آنلاین شوند. این دسته از افراد نسبت به شخصی که بدون رضایت به حساب و داده های آن ها دسترسی پیدا می کند، آسیب پذیر تر شده و ناخواسته اطلاعات خصوصی خود را به آن ها فاش می کنند”.
” برای اطمینان از اینکه نوجوانان بتوانند زمانی را که صرف اینترنت کنند به خوبی مدیریت کنند و در کنار آن، از مزایای اینترنت نیز بهره مند شوند، والدین باید از وابسته شدن فرزندانشان به خدمات آنلاین ممانعت کرده و مراقب باشند در معرض تهدیدهای احتمالی قرار نگیرند. و با توجه به اینکه اکثر نوجوانان، به ویژه در دوران قرنطینه، بیشتر وقت خود را در اینترنت می گذرانند، لذا والدین باید یکسری گزینه های محدودسازی استفاده از اینترنت را در نظر بگیرند”.
“با این وجود، اعمال چنین محدودیت هایی یا نظارت بر هر حرکت آنها، می تواند از سوی نوجوانان تعدی به حریم خصوصی یا کنترل زندگی آنها تلقی شود؛ و چنانچه نوجوانان بپندارند که والدینشان حریم خصوصی آن ها را نقض کرده اند، می تواند منجر به درگیری بیشتری در خانه شود و به جای اینکه تأثیر مثبتی بر رفتار آنها بگذارد، این کنترل و نظارت امری مخرب شود”.
دکتر ترتیا هارکر ، مددکار اجتماعی دارای دکترای روانشناسی در ژوهانسبورگ که با درمانگاه های خصوصی و همچنین مشتریان مستقر در سطح بین المللی همکاری دارد، در این زمینه اظهار می کند: بلوغ، زمانی فرا می رسد که نوجوانان خواهان استقلال از والدین خود هستند. آنها استقلال خود را کشف می کنند و یک حس به خویشتن را پدید می آورند. و در این راستا، نوجوانان غالباً از والدین فاصله گرفته و به سوی همتایان خود جذب می شوند”.
دکتر هارکر به نقل از اریک اریکسون (۱۹۸۹،۱۹۹۴)، به هشت مرحله از رشد روانی اجتماعی که در طول زندگی یک فرد رخ می دهد اشاره می کند. مطابق الگوی روانی اجتماعی توسعه اریکسون، نوجوانان با وظیفه رشد هویتی و سردرگمی نقش مواجه می شوند. با تشویق و همدلی مناسب، از طریق اکتشافات فردی، یک احساس قوی از هویت خویشتن و احساس استقلال و کنترل می تواند شکل بگیرد.
به گفته اریکسون، نوجوانانی که برای انطباق تحت فشار قرار می گیرند و فرصتی برای رشد هویت به آن ها داده نمی شود، در شکل گیری هویت خود و به تبعه آن، در یافتن جایگاه خود در جامعه دچار مشکل می شوند.
دکتر هارکر اظهار می کند: “درک والدین و فرزندانشان در این مرحله از رشد، حائز اهمیت است. این امکان وجود دارد که کودکان و نوجوانان در هر کجا که می روند در معرض محتوای نامطلوب قرار بگیرند و البته این مهم است که والدین تا حد ممکن از فرزندان خود محافظت کنند. در این راستا، “خود اکتشافی” باید توسط والدین حمایت و تشویق شود اما در یک محدوده خاص. در حالی که نوجوانان ممکن است در مقابل حریم شخصی خود موضع گیرند، این امکان باید به آن ها داده شود تا در یک محیط ایمن رشد و نمو کنند”.
پس تکلیف چیست؟ یاموت می گوید: “بحث و گفتگوهای آزاد بین والدین و نوجوانان پیرامون چگونگی نظارت بهتر بر رفتار آنها باعث می شود تا ضمن حفظ احساس آزادی، درک متقابل و رعایت حریم ها حفظ شود. خوب، این یک اقدام آگاهانه تر است و والدینی که به رویکردهای مثبت برای تعامل با فرزندان خود متوسل می شوند، می توانند سبب تقویت اعتماد به نفس آن ها شده و ارتباط والدین، کودک را بهبود بخشند”.
دکتر هارکر موافق با این ایده است و تاکید می کند: “تعیین مرز و حدود از اولین مواجهه کودکان با فناوری، باعث می شود که با بزرگتر شدن آن ها، مرزسازی را آسانتر کنیم. ارتباطات باز با نوجوانان هنگام کشف دنیای بیرونی و مواجهه با محتوای نامطلوب بصورت آنلاین بسیار مهم است. هنگامی که اعتماد به این طریق شکل می گیرد، مقوله کنترل و نظارت را می توان راحت تر توجیه نمود. پس از اینکه والدین قوانینی را برای استفاده از اینترنت وضع کرده و ضرورت کنترل والدین را توضیح دادند، نوجوانان احتمالاً این موضوع را درک خواهند کرد که اگر برنامه کنترل کننده سایتی را مسدود می کند، در واقع به نفع آنهاست.
یاموت می افزاید: ” این نکته را نیز باید در نظر داشته باشیم که نوجوانان از آنچه والدینشان انجام می دهند، یاد می گیرند و نه لزوماً آنچه که می گویند. بنابراین، داشتن یک الگوی نقش محور بسیار مهم است؛ و والدین باید این نقش را به دوش بکشند. چنانچه والدین در مورد اقدامات محدود کننده ای که قرار است برای نوجوان خود به کار گیرند توافق کنند، خود آنها نیز باید به این قوانین پایبند باشند. اگر والدین به کودکان بگویند که گوشی همراه خود را خاموش کنند، اما خود آنها دائماً گوشی به دست باشند، پس هر صحبت یا اقدامات محدود کننده ای ممکن است ریاکارانه و به طور بالقوه بی اثر باشد. علاوه بر این، به منظور کاهش تنش احتمالی بین محدودسازی دسترسی به اینترنت و نوجوانی که به دنبال استقلال خود است، والدین می توانند به نوجوانان اجازه دهند که رفتار آنلاین خود را “خودپایشی” کنند، که یک مؤلفه اصلی از “نظارت بر خود” است. چنانچه والدین وقت بیشتری را صرف کودک خود کنند، آن ها قادر خواهند بود که یک اعتماد دو سویه را نهادینه سازی کنند و کودکان هر آنچه را که در گشت و گذار اینترنتی مشاهده می کنند، با والدین خود در میان بگذارد.
در پایان، یاموت تاکید می کند: به منظور اینکه نوجوانان به شیوه ای مؤثر “نظارت بر خود” را اعمال و عادت آنلاین خود را تنظیم کنند، “خویشتن نگری” می تواند به درک انگیزه ها و اقداماتشان کمک شایانی کند. کنترل والدین فقط یک روش برای جلوگیری از خطرات احتمالی است، اما راه حل قطعی نیست. بهترین راه حل این است که با کودک خود به صراحت صحبت کنید و به هنگام تصمیم گیریهایشان، به فرزندانتان کمک کنید”.

یادداشت های مرتبط

Leave a Comment